تبليغاتX
liber

 

سبد سبد ستاره داری تو چشا ت بغل بغل ترانه مونده رو لبا ت

 

دلم میخواد هزار تا جون فدات کنم یک شمع نیم جون باشم توی شبات

 

شب عاشق شب با تو بودنه شب عشقه از سپیده گفتنه

 

صبح سپیدی که طلوع عمرمه خونه عشقمو با تو سا ختنه

 

منو که عاشقتم اینجوری دست به سر نکن منو که دیوونتم اینجوری در به در نکن

 

اینجا که دیگه جز منو تو کسی نیست تو که هستی نگو فریاد رسی نیست

 

دست منو رها نکن همسفرم سر رامون دیگه خار و خسی نیست

 

اینجوری نگام نکن که آب میشم مثل یک سوال بی جواب می شم

 

وقتی می پرسم از دلم که مستی چیه؟ از می اون چشم سیاه خراب میشم

 

+ نوشته شده در  19 Jul 2006ساعت   توسط سمیر | 

در جهاني كه از پيچيده ترين انواع دستگاه هاي پخش كننده MP3 و كتاب هاي صوتي آنلاين پر شده است، شركت Playaway كتاب هايي صوتي را توليد كرده كه سايز آنها به اندازه يك پاكت سيگار است و هريک كتابي كامل و كوتاه نشده را در بر مي گيرد.

با دكمه هاي ظريف دستگاه Playaway علاوه بر اين كه مي توان فايل صوتي را با سرعت جلو و عقب برد، امكان قرار دادن نشان لاي كتاب و پرش از روي فصل هاي آن نيز وجود دارد. دكمه اي نيز براي سرعت بخشيدن به پخش كتاب صوتي درنظر گرفته شده كه از طريق آن مي توان زمان پخش را بدون اين كه كيفيت صدا پايين بيايد، كاهش داد.اين دستگاه يك صفحه نمايش كوچك نيز دارد كه مدت زمان سپري شده بر روي آن به نمايش در مي آيد. تنها اشكال دستگاه Playaway در اين است كه هر دستگاه تنها گنجايش يك كتاب صوتي را دارد اما شما مي توانيد آن را در كتابخانه تان قرار دهيد و بارها و بارها به متن كتاب درون آن گوش بسپاريد.

 

+ نوشته شده در  17 Jul 2006ساعت   توسط سمیر | 
 

پرتو عشقت تاریکی دلم را می شکا فد اما...چه بگویم و چه  بکنم.

مگر صدای شکستن قلبم را نمی شنوی

مگر سکوت محض دلم را حس نمی کنی که نبضم را به سکوت وا دا شتهههههههههههه

+ نوشته شده در  17 Jul 2006ساعت   توسط سمیر | 

 

 

ستاره زد اما شبم روشن نشد  .. هله هله با ستم نشد

خاک عزیز خونه رو سپرده ام به دست باد

خاک غریب  غربتم برام مثل  وطن نشد

با یک گریز بی صدا رد شدم از  مرز سکوت

اما تو غربت صدا صدای من نشد

عمری فریاد میزنم کنج سکوت خونگی

جایی که راحت می تونی هر چی دلت می خواد بگی

اما چه فایده ای  داره کسی صدامو نشنید

کسی رو ساز بی  صدا گریه دستهام رو ندید.

+ نوشته شده در  10 Jul 2006ساعت   توسط سمیر | 
+ نوشته شده در  10 Jul 2006ساعت   توسط سمیر | 

وآنگاه که به زمین تبعید شدیم

وآنگاه که انسان بودن را با تمام وجود حس کردیم

یادمان آمد که:

زندگی چون بازی برای انسان بودن نیست.......

+ نوشته شده در  3 Jul 2006ساعت   توسط سمیر | 

There is a love that is just between

YOU & ME

…and both of us know it will always be there

as it always keeps on growing
+ نوشته شده در  3 Jul 2006ساعت   توسط سمیر | 
اگه  یک روز از این پل گذشتم دیگه هیچ چی از خدا نمی خوام

در  التهاب شنیدن ترانه گام های تو هستم که به سوی من می ایی

و عاشقم بر انتظار آن لحظه ای که تو را در کنار خود حس کنم دوست دارم

+ نوشته شده در  22 Jun 2006ساعت   توسط سمیر | 
 



 Tehran Forecast